تنها
دوستت دارم ! بهایش هم هر چه هست ! روی چشمانم . . . !
شنبه بیست و دوم تیرماه سال 1392 :: نویسنده : روح الله دهقانی       
استادى از شاگردانش پرسید: چرا ما وقتى عصبانى هستیم داد می‌زنیم؟ چرا مردم هنگامى که خشمگین هستند صدایشان را بلند می‌کنند و سر هم داد می‌کشند؟

شاگردان فکرى کردند و یکى از آن‌ها گفت: چون در آن لحظه آرامش و خونسردیمان را از دست می‌دهیم.

استاد پرسید: این که آرامشمان را از دست می‌دهیم درست است؛ اما چرا با وجودى که طرف مقابل کنارمان قرار دارد داد می‌زنیم؟ آیا نمی‌توان با صداى ملایم صحبت کرد؟ چرا هنگامى که خشمگین هستیم داد می‌زنیم؟

شاگردان هر کدام جواب‌هایى دادند اما پاسخ‌هاى هیچکدام استاد را راضى نکرد. سرانجام او چنین توضیح داد: هنگامى که دو نفر از دست یکدیگر عصبانى هستند، قلب‌هایشان از یکدیگر فاصله می‌گیرد. آن‌ها براى این که فاصله را جبران کنند مجبورند که داد بزنند؛ هر چه میزان عصبانیت و خشم بیشتر باشد، این فاصله بیشتر است و آن‌ها باید صدایشان را بلندتر کنند.

سپس استاد پرسید: هنگامى که دو نفر عاشق همدیگر باشند چه اتفاقى می‌افتد؟ آن‌ها سر هم داد نمی‌زنند بلکه خیلى به آرامى با هم صحبت می‌کنند چون قلب‌هایشان خیلى به هم نزدیک است. فاصله قلب‌هایشان بسیار کم است.

استاد ادامه داد: هنگامى که عشقشان به یکدیگر بیشتر شد، چه اتفاقى می‌افتد؟ آن‌ها حتى حرف معمولى هم با هم نمی‌زنند و فقط در گوش هم نجوا می‌کنند و عشقشان باز هم به یکدیگر بیشتر می‌شود. سرانجام، حتى از نجوا کردن هم بی‌نیاز می‌شوند و فقط به یکدیگر نگاه می‌کنند. این هنگامى است که دیگر هیچ فاصله‌اى بین قلب‌هاى آن‌ها باقى نمانده باشد.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه بیست و دوم تیرماه سال 1392 :: نویسنده : روح الله دهقانی       

جوانی گمنام عاشق دختر پادشاهی شد. رنج این عشق او را بیچاره کرده بود و راهی برای رسیدن به معشوق نمی‌یافت. مردی زیرک از ندیمان پادشاه هنگامیکه دلباختگی او را دید و جوان را ساده و خوش قلب یافت، به او گفت: پادشاه اهل معرفت است، اگر احساس کند که تو بنده‌ی مخلص خدا هستی، خودش به سراغ تو خواهد آمد.

جوان به امید رسیدن به معشوق، گوشه‌گیری پیشه کرد و به عبادت و نیایش پروردگار مشغول شد، به طوری که اندک اندک مجذوب پرستش گردید و آثار اخلاص در او تجلی یافت. روزی گذر پادشاه بر مکان او افتاد، احوال وی را جویا شد و متوجه شد که وی از بندگان با اخلاص خداوند است. در همان جا از وی خواست که به خواستگاری دخترش بیاید و او را خواستگاری کند، جوان فرصتی برای فکر کردن طلبید و پادشاه به او مهلت داد.

همین که پادشاه از آن مکان دور شد، جوان وسایل خود را جمع کرد و به مکانی نامعلوم رفت. ندیم پادشاه از رفتار جوان تعجب کرد و به جست و جوی وی پرداخت تا علت این تصمیم را بداند. بعد از مدتها جستجو او را یافت و گفت تو در شوق رسیدن به دختر پادشاه آن گونه بی قرار بودی، چرا وقتی پادشاه به سراغ تو آمد و خواستار ازدواج تو با دخترش شد فرار کردی؟

جوان گفت اگر بندگی دروغین که بخاطر رسیدن به معشوق بود، پادشاهی را به در خانه‌ام آورد، چرا قدم در بندگی راستین نگذارم تا پادشاه جهان را در خانه‌ی خویش نبینم؟





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه بیست و یکم تیرماه سال 1392 :: نویسنده : روح الله دهقانی       

شخصی بود که تمام زندگی‌اش را با عشق و محبت پشت سر گذاشته بود و وقتی از دنیا رفت همه می‌گفتند به بهشت رفته‌است. آدم مهربانی مثل او حتماً به بهشت می‌رفت. در آن زمان بهشت هنوز به مرحله کیفیت فراگیر نرسیده بود. استقبال از او باتشریفات مناسب انجام نشد دختری که باید او را راه می‌داد نگاه سریعی به لیست انداخت و وقتی نام او را نیافت، او را به دوزخ فرستاد. در دوزخ هیچ کس از آدم دعوت‌نامه یا کارت شناسایی نمی‌خواهد، هرکس به آن‌جا برسد می‌تواند وارد شود.

آن شخص وارد شد و آن‌جا ماند. چند روز بعد، ابلیس با خشم به دروازه بهشت رفت و یقه پطرس قدیس را گرفت پطرس که نمی‌دانست ماجرا از چه قرار است پرسید چه شده است؟ ابلیس که از خشم قرمز شده بود گفت: آن شخص را که به دوزخ فرستاده‌اید آمده و کار و زندگی ما را به هم زده‌است؛ از وقتی که رسیده نشسته و به حرف‌های دیگران گوش می‌دهد، در چشم‌هایشان نگاه می‌کند و به درد و دلشان می‌رسد حالا همه دارند در دوزخ با هم گفت وگو می‌کنند، یکدیگر را در آغوش می‌کشند و می‌بوسند. دوزخ جای این کارهانیست! بیایید و این مرد را پس بگیرید.

وقتی راوی قصه‌اش را تمام کرد با مهربانی به من نگریست و گفت:
«با چنان عشقی زندگی کن که حتی اگر بنا به تصادف به دوزخ افتادی،
خود شیطان تو را به بهشت بازگرداند»

پائولو کوئلیو





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه بیست و یکم تیرماه سال 1392 :: نویسنده : روح الله دهقانی       

کدوم خواستن کدوم جنون کدوم عشق .. شاید خیلی از این حرفا دروغه 
تا وقتی باهمیم از عشق میگیم .. نباشیم قولمون حتا دروغه 

از این عشقایی که زنجیر میشه .. هوس‌هایی که دامن‌گیر میشه 
می‌ترسم چون دلم بی‌اعتماده .. به احساسی که بی‌تأثیر میشه 

نه اینکه عاشقی حال خوشی نیست .. نه اینکه زندگی بی‌عشق میشه 
فقط کاش بین این حسای مبهم .. بفهمم آخرش چی عشق میشه 

مث حرفی که نگاهی .. نمی‌گفته و می‌گفته
اتفاقیه که گاهی .. نمی‌افته و می‌افته 

حس یخ زدن تو آتیش .. حال سوختن تو سرما
تو بیداری یه خیاله .. یه حقیقته تو رویا 

تو فکرش نیستیم‌ و پیداش میشه .. ولی وقتی که باید باشه میره 
به حال و روز ما کاری نداره .. همیشه یا براش زوده یا دیره 

نه اینکه عاشقی حال خوشی نیست .. نه اینکه زندگی بی‌عشق میشه 
فقط کاش بین این حسای مبهم .. بفهمم آخرش چی عشق میشه 






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه پانزدهم تیرماه سال 1392 :: نویسنده : روح الله دهقانی       


http://upload.tehran98.com/img1/l0sqzhdhazuvpf0b7omf.jpeg



هیچكس مرا به خویش نخواند ...



هیچكس مرا ارزو نكرد ...



هیچكس همدم تنهایی هایم نشد ...



از تو هم انتظاری نیست ...



ای غریبه اشنا ...




تو  كه  نباشی  بهشت  هم  برود  به  جهنم



http://upload.tehran98.com/img1/6ohu1f0owqjal5v5dpt6.gif



درد من چشمانی بود كه



به من اشك هدیه میداد به دیگران چشمك



http://upload.tehran98.com/img1/upnhhuv31k7axpn6bkk.jpg


به سلامتی دختری كه رگ گردنشو بخاطر عشقش میزنه



ولی نمیدونه عشقش داره گردن یكی دیگه رو لیس میزنه







http://upload.tehran98.com/img1/gmo3cohqf1b6ms20hhi5.jpg



بالاتر از عشق وابستگی است



هیچوقت کسی را که ب تو وابسته شده رها نکن




http://upload.tehran98.com/img1/is8n7erre2e6gigvx8f.jpg


نمی نویسم …


کــه کـلـمـات را الــوده نـکـنـم بـه گـنـاه…


گـنـاهـی کـه از ان مــن اسـت…


نمی نویسم …


تـا سـکـوت را بـیـامـوزمـ….


نـمـی نـویـسـمــ….


تـا احـسـاسـاتم را مـحـبـوس کـنـمــ….


تـا نـخـوانـی…


نـدانـی….


کـه چـه مـی گـذرد ایـن روزهـا بـر مــن!!


مـی خـنـدمــ….


تـا یـادم بـمــانـد…


تـظـاهـر بـهـتـریـن کـار اسـت…!


تـا یـادم نـرود…


کـه دیـگـران مـرا خـنـدان مـی خـواهـنـد…


تـا یـادم بــمــانـد مـن دیـگـر آن مـبــیــن سـابـق نـیـسـتـمــ…


شـکـسـتـه امــ….


روزهـای زیـادی اسـت کـه شـکـسـتـه امــ….


ان زمـان کـه لـب بـه شـکـوه بـاز کـردم و گـفـتـم خـسـتـه امــ….


و ان هــا یـکــ بـــه یــکـــ رفـتـنـد…


خـسـتـگـی هـایـم را تـاب نـیـاوردنـد…


و اکــنـون ایــن مـنـمــ!


هـمـان مــبــیــن دلـتـنـگـی کــه دلـش مـدام شــور مـی زنــد!


بـگــذار نـنـویـســـمــ…


مــن…


لــبــخـنـد مـی زنــمــ….


الهی!!!



كی دل اینو شكسته؟



http://uploadtak.com/images/r49_.png





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه پانزدهم تیرماه سال 1392 :: نویسنده : روح الله دهقانی       

هرچه باشی خوب یا بد دوستت دارم

غزل آغاز شد شاید بدانی دوستت دارم

که حتی لااقل اینجا بخوانی دوستت دارم

ز دل بر خاستم تا در غزل باران احساسم

نپنداری که من تنها زبانی دوستت دارم

از اوج چشمهایت جرائت پرواز می گیرم

زمینی هستم اما آسمانی دوستت دارم

تو را جان می فشانم اگر هزاران بار جان گیرم

هزاران بار با هر جان فشانی دوستت دارم

قسم بر لحظه اعدام بر رگبار مژگانت

به آن زخمی که بر دل می فشانی دوستت دارم

زدی آتش به جانم با کلامی آتشین اما

بدان من با همه آتش بجانی دوستت دارم

درون آیینه با یک نگاه ساده می فهمی

که تنها آنقدر که دلستانی دوستت دارم

به عاشق ماندن و تنهایی و پژموردگی سوگند

که تو حتی اگر با نمانی دوستت دارم

غزل پایان گرفت و من در اینجاخوب می دانم

بدانی یا ندانی جاودانی دوستت دارم

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه پانزدهم تیرماه سال 1392 :: نویسنده : روح الله دهقانی       


http://uploadtak.com/images/l6924_Love_117_.gif



پاره تنم ب تن دیگری رفتی؟



عادتم را که میدانی چندشم میشود



لباسی ک برتن دیگری بوده بپوشم




http://uploadtak.com/images/j616_Photoskin.jpg



نیا باران



زمین جای قشنگی نیست


من از اهل زمینم خوب میدانم كه


گل در عقد زنبور است


ولی سودای بلبل دارد


پروانه را هم دوست دارد




http://upload.tehran98.com/img1/a0tmfwwg2l03udiezmp.jpg



انقدر به مردم این زمانه بی اعتمادم كه


میترسم هرگاه از شادی به هوا بپرم


زمین را از زیر پایم بكشند



http://upload.tehran98.com/img1/xpntdjnyg1qlqv6vc3jz.jpg


میدونی چی بیشتر از همه ادمو داغون میكنه؟؟؟


اینكه هر كاری توانت هست براش انجام بدی


بعد برگرده بگه


مگه من ازت خواستم؟


http://upload.tehran98.com/img1/4qaggz9bddfhz2xieclz.jpg


چرا می گویند ها علامت جمع است؟


تن را كه با ها جمع كنی


خودت می مانی و خودت!




http://upload.tehran98.com/img1/hwatbolnk3et05hf4o3f.jpg



نگران اشکهایم نباش



از لبخندم بترس که معنایش



اشکهای فردای توست







ببین این اسمش دله



اگه قرار بود بفهمه كه فاصله یعنی چی



اگه قرار بود بفهمه كه نمیشه



میشد مغز



دله



نمیفهمه



میفهمی؟





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه سیزدهم تیرماه سال 1392 :: نویسنده : روح الله دهقانی       

اگر قرار باشد کسی تورا دوست داشته باشد هم اکنون نیز دوستت دارد و برای جلب عشق او لازم نیست کار خاصی انجام دهی.

اگر مردم به تو بگویند که دوستت ندارند چون تو کاری برایشان انجام نمی دهی، مثلا از آنها اطاعت نمی کنی یا انتظارات شان را برآورده نمی کنی، مطمئن باش که حتی اگر فرمان هایشان را نیز اطاعت کنی و انتظارات شان را برآورده سازی، باز هم تورا دوست نخواهند داشت، واین حقیقتی تلخ است.

چنین عشقی، مشروط است.

افرادی که عشق ورزیدنشان مشروط است، قصد کنترل تورا دارند.

لحظه ای که بدون قید و شرط به تو عشق بورزند لحظه ای است که تو آزاد هستی. این چیزی نیست که خواهانش باشند.

بنابراین هرگاه برای جلب عشق کسی به او مهر بورزی، به زودی کشف خواهی کرد که یا آن عشق ارزشش را ندارد، یا برای آنکه دوستت بدارند، باید پیش از آن جوابگوی شرایط جدیدی بشوی.

هنگامی که می خواهی دوست داشته شوی، از تصدیق عشقی که هم اکنون وجود دارد، فروگذاری می کنی.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه یازدهم تیرماه سال 1392 :: نویسنده : روح الله دهقانی       

جوانی داستانی بود پریشان؛ داستان بی سرانجامی غم آگین؛ غصه تلخی که از یادش هراسانم ؛ به غفلت رفت از یادم و دستم ؛ از این غفلت پشیمانم ، جوانی چون کبوتر بود و من بودم یک طفل کبوتر باز ، سرودی داشت آن مرغک که از بانگ سرودش مست بودم شادمان بودم ، به شوق نغمه مستانه او نغمه خوان بودم ، نوایی داشت ، حالی داشت ؛ جوانی چون کبوتر بود و من بودم یک طفلی  کبوتر باز که او را هر زمان با شوق آب و دانه میدادم، پر و بال لطیفش را بر لبها شانه می کردم و او را روی چشم و سینه خود خانه میدادم ولی افسوس و هزار افسوس ، یک روز آن کبوتر از کفم پر زد...

 از پیشم همچنان تیر شهابی تند بالا رفت ، بسوی آسمان ها رفت ، نگاهم را چنان صیاد دنبالش روان کردم ؛ ولی او کم کم چون نقطه شد و از دیده پنهان شد...

 به خودم گفتم که آن مرغک به سوی لانه می آید ولی افسوس و هزار افسوس ، به عمری در رهش آویختم فانوس چشمم را...

 نیامد در برم مرغ سپید من ، نشد گرم از سرودش خانه امید من...

 من آن طفل دیروزیم که اینک در غم هم نغمه ای با چشم تر مانده...

 درون آشان زان همنوای گرمخو ، یک مشت پر مانده...

 پر او چیست دانی؟؟؟

 هاله موی سپید من...

 فضای آشیان خالی است ؛ چه هست آن آشیان ؟؟؟ ویران دلم...

 ویرانه عشق و امید من   هزار افسوس! هزار اندوه!

 جوانی رفت ، شادی رفت ، روح و زندگانی رفت ...

 غم آمد ، ماتم آمد ، دشمن عشق و امید آمد ...

 پدر بگذشت ، مادر رفت ، شور و عشق از سر رفت !!

 سپاه پیری آمد ، هاله موی سپید من اکنون من مانده ام تنها...

 سراپا حیرتم ، در مانده ام ، همرنگ اندوهم ، صدا سر میدهم در کوه...

 کجایید ای جوانی ، شادمانی ، کامرانیها ؟؟؟

 جواب آید به صد اندوه:

 کجایید جوانی ، شادمانی ، کامرانیها؟؟؟





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه نهم تیرماه سال 1392 :: نویسنده : روح الله دهقانی       


قبل از هر چیز برایت آرزو میکنم که عاشق شوی ،
و اگر هستی ، کسی هم به تو عشق بورزد ،
و اگر اینگونه نیست ، تنهاییت کوتاه باشد ،
و پس از تنهاییت ، نفرت از کسی نیابی.
آرزومندم که اینگونه پیش نیاید .......
اما اگر پیش آمد ، بدانی چگونه به دور از ناامیدی زندگی کنی.
برایت همچنان آرزو دارم دوستانی داشته باشی ،
از جمله دوستان بد و ناپایدار ........
برخی نادوست و برخی دوستدار ...........
که دست کم یکی در میانشان بی تردید مورد اعتمادت باشد .
و چون زندگی بدین گونه است ،
برایت آرزو مندم که دشمن نیز داشته باشی......
نه کم و نه زیاد ..... درست به اندازه ،
تا گاهی باورهایت را مورد پرسش قراردهند ،
که دست کم یکی از آنها اعتراضش به حق باشد.....
تا که زیاده به خود غره نشوی .
و نیز آرزو مندم مفید فایده باشی ، نه خیلی غیر ضروری .....
تا در لحظات سخت ،
وقتی دیگر چیزی باقی نمانده است،
همین مفید بودن کافی باشد تا تو را سرپا نگاه دارد .
همچنین برایت آرزومندم صبور باشی ،
نه با کسانی که اشتباهات کوچک میکنند ........
چون این کار ساده ای است ،
بلکه با کسانی که اشتباهات بزرگ و جبران ناپذیر میکنند .....
و با کاربرد درست صبوریت برای دیگران نمونه شوی.
و امیدوارم اگر جوان هستی ،
خیلی به تعجیل ، رسیده نشوی......
و اگر رسیده ای ، به جوان نمائی اصرار نورزی ،
و اگر پیری ،تسلیم نا امیدی نشوی...........
چرا که هر سنی خوشی و ناخوشی خودش را دارد و لازم است
بگذاریم در ما جریان یابد.
امیدوارم سگی را نوازش کنی ، به پرنده ای دانه بدهی و به آواز یک
سهره گوش کنی ، وقتی که آوای سحرگاهیش را سر میدهد.....
چراکه به این طریق ، احساس زیبایی خواهی یافت....
به رایگان......
امیدوارم که دانه ای هم بر خاک بفشانی .....





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه هشتم تیرماه سال 1392 :: نویسنده : روح الله دهقانی       

اجازه هست به عشق تو، توی کوچه ها داد بزنم؟

 

روی پشت بوم خونه ها اسمتو فریاد بزنم؛

 

اجازه هست که هر نفس ترانه بارونت کنم؟

 

ماه و ستاره رو بازم فدای چشمونت کنم؛

 

اجازه هست که خنده هات قلبمو از جا بکنه؟

 

بهت بگم عاشقتم، دوست دارم یه عالمه؛

 

اجاز هست بهت بگم عشق تو توی سینمه؟ 

 

جونمو هم به پات بدم بازم برای تو کمه؛

 

به من بگو، بگو به من، بگو منو دوسنم داری؟

 

بگو که واسه هوست پا روی دلم نمی ذاری

 

اجاز هست نگاهتو توی خاطرم قاب بکنم؟ 

 

چشمی که بدخواهمونه به خاطرت خواب بکنم؛

 

اجازه فریاد بزنم توی قلبمی تا به ابد؟

 

بدون اگه رسوا بشم بخاطرت خوبه نبرد؛

 

اجازه هست کنار تو به اوج ابرهام برسم؟

 

دست توی دستمو برم به فردا برسم؛

 

اجازه هست دریا بشم، کویرو پیومنه کنم؟

 

تو صدف دلم بشی، من توی دلت خونه کنم؛

 

اجازه هست یه لحظه باز توی چشات نگاه کنم؟

 

با یک نگاه بی ریا روی غمو سیاه کنم؛

 

اجازه هست ...





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه هشتم تیرماه سال 1392 :: نویسنده : روح الله دهقانی       

داستان عشقه من اینجوری بود ...

درگیره رویایه شیرینش  شدم ...

آپلود , آپلود عكس , آپلود سنتر , آپلود فایل , آپلود دائمی,آپلود موزیک


قلبمو صادقانه دادم بهش ...

آپلود , آپلود عكس , آپلود سنتر , آپلود فایل , آپلود دائمی,آپلود موزیک


انتظار داشتم عاشقی کنه باهام ...

آپلود , آپلود عكس , آپلود سنتر , آپلود فایل , آپلود دائمی,آپلود موزیک


دوست داشتم ، گــُــله سرخ رو بو کنم ... 

آپلود , آپلود عكس , آپلود سنتر , آپلود فایل , آپلود دائمی,آپلود موزیک


انتظار کشیدم ... منتظرش شدم ...

آپلود , آپلود عكس , آپلود سنتر , آپلود فایل , آپلود دائمی,آپلود موزیک


انتظار داشتم برگرده ...

آپلود , آپلود عكس , آپلود سنتر , آپلود فایل , آپلود دائمی,آپلود موزیک


گریه گردم ...

آپلود , آپلود عكس , آپلود سنتر , آپلود فایل , آپلود دائمی,آپلود موزیک



سکوت کردم ...

آپلود , آپلود عكس , آپلود سنتر , آپلود فایل , آپلود دائمی,آپلود موزیک


با خاطراتش گریه کردم ...

آپلود , آپلود عكس , آپلود سنتر , آپلود فایل , آپلود دائمی,آپلود موزیک


شبا تا صبح ، تنهایی کشیدم ... تنهایی اشک ریختم ... تنهایه تنها ...

آپلود , آپلود عكس , آپلود سنتر , آپلود فایل , آپلود دائمی,آپلود موزیک


در نبودش ، همدمی نداشتم ...

آپلود , آپلود عكس , آپلود سنتر , آپلود فایل , آپلود دائمی,آپلود موزیک


جایه خالیشو با سیگار پــُــر میکردم ... سیگار پشته سیگار ...

آپلود , آپلود عكس , آپلود سنتر , آپلود فایل , آپلود دائمی,آپلود موزیک


منتظر بودم تا فقط یه بار بهم زنگ بزنه و صداشو بشنوم ...

آپلود , آپلود عكس , آپلود سنتر , آپلود فایل , آپلود دائمی,آپلود موزیک


نیومد ...

آپلود , آپلود عكس , آپلود سنتر , آپلود فایل , آپلود دائمی,آپلود موزیک


نیومد ...

آپلود , آپلود عكس , آپلود سنتر , آپلود فایل , آپلود دائمی,آپلود موزیک



نیومد ...

آپلود , آپلود عكس , آپلود سنتر , آپلود فایل , آپلود دائمی,آپلود موزیک


نیومد ... نیومد ...

آپلود , آپلود عكس , آپلود سنتر , آپلود فایل , آپلود دائمی,آپلود موزیک


دلتنگش شدم ...

آپلود , آپلود عكس , آپلود سنتر , آپلود فایل , آپلود دائمی,آپلود موزیک


کم کم داشت باورم میشم که : من + تو = ما نمیشه ... نمیشه ... نمیشه ...

آپلود , آپلود عكس , آپلود سنتر , آپلود فایل , آپلود دائمی,آپلود موزیک


دعاها کردم ...

آپلود , آپلود عكس , آپلود سنتر , آپلود فایل , آپلود دائمی,آپلود موزیک


نمیخواستم بره ... ولی رفت ...

آپلود , آپلود عكس , آپلود سنتر , آپلود فایل , آپلود دائمی,آپلود موزیک


با چشمام ازش خواهش کردم ... ولی رفت ...

آپلود , آپلود عكس , آپلود سنتر , آپلود فایل , آپلود دائمی,آپلود موزیک


و آخر سر ، من شکستم ... له شدم ... باختم ...

آپلود , آپلود عكس , آپلود سنتر , آپلود فایل , آپلود دائمی,آپلود موزیک


مجبور شدم به رفتن ...

آپلود , آپلود عكس , آپلود سنتر , آپلود فایل , آپلود دائمی,آپلود موزیک


کوله بارم چیزی نبود جز خاطراته عشقم ... و یه دسته گــُــل که نتونستم بهش بدم ...

آپلود , آپلود عكس , آپلود سنتر , آپلود فایل , آپلود دائمی,آپلود موزیک


موقعه رفتنم ، دیدم با عشقش ، راحته و خوشحال ...

آپلود , آپلود عكس , آپلود سنتر , آپلود فایل , آپلود دائمی,آپلود موزیک


من ، همون موقع از خاطره ی محمدرضا پاک شدم ...

آپلود , آپلود عكس , آپلود سنتر , آپلود فایل , آپلود دائمی,آپلود موزیک


سپیده ، عشقه بهتری بود ... این قضیه ، حکمه مرگ داشت برام ...

آپلود , آپلود عكس , آپلود سنتر , آپلود فایل , آپلود دائمی,آپلود موزیک


نمیتونستم باور کنم که باید برم ...

آپلود , آپلود عكس , آپلود سنتر , آپلود فایل , آپلود دائمی,آپلود موزیک


ولی باید میرفتم ...

آپلود , آپلود عكس , آپلود سنتر , آپلود فایل , آپلود دائمی,آپلود موزیک


آخرش دیدم که ضربانه احساسم داره وایمیسته ...

آپلود , آپلود عكس , آپلود سنتر , آپلود فایل , آپلود دائمی,آپلود موزیک


مجبور شدم خداحافظی کنم ...

آپلود , آپلود عكس , آپلود سنتر , آپلود فایل , آپلود دائمی,آپلود موزیک


با همه زبونی ، خداحافظی کردم ...

آپلود , آپلود عكس , آپلود سنتر , آپلود فایل , آپلود دائمی,آپلود موزیک


و این شد پایانه قصه یه عشقه مهــــــــــدیه و محــــــــــمدرضا ... !

آپلود , آپلود عكس , آپلود سنتر , آپلود فایل , آپلود دائمی,آپلود موزیک


والسلام ... !





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه هشتم تیرماه سال 1392 :: نویسنده : روح الله دهقانی       

به او اعتمــــــــــــــــــــــاد کن

وقتی که تردید های تیره به تو هجوم می آورد

به او اعتمـــــــــــاد کن

وقتی که نیرویت کم است

به او اعتمـــــاد کن

زیرا وقتی که به سادگی به او اعتماد کنی

اعتمادت سخت ترین چیزها خواهد بود

آیا راه سخت و نا هموار است؟

آن را به خدا بسپار

آیا می کاری و برداشت نمی کنی؟

آن را به خدا بسپار

اراده ی انسانی خود را به او واگذار

با تواضع گوش کن و خاموش باش

ذهن تو از عشق الهی لبریز می شود

آن را به خدا بسپار





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه هفتم تیرماه سال 1392 :: نویسنده : روح الله دهقانی       
عشق یعنی مستی و دیوانگی
عشق یعنی با جهان بیگانگی
عشق یعنی شب نخفتن تا سحر
عشقیعنی سجده ها با چشم تر
عشق یعنی سر به دار آویختن
عشق یعنی اشک حسرت ریختن
عشقیعنی در جهان رسوا شدن
عشق یعنی مست و بی پروا شدن
عشق یعنی سوختن یا ساختن
عشقیعنی زندگی را باختن
عشق یعنی رازقی ، یعنی نسیم
عشق یعنی مست گشتن از شمیم
عشقیعنی آفتاب بی غروب  
عشق یعنی آسمان ، یعنی فروغ
عشق یعنی آرزو ، یعنی امید
عشق یعنیروشنی ، یعنی سپید
عشق یعنی غوطه خوردن بین موج
عشق یعنی رد شدن از مرز اوج
عشق یعنیاز سپیده تا سحر
عشق یعنی پا نهادن در خطر
عشق یعنی لحظه دیدار یار
عشق یعنی دست دردست نگار
عشق یعنی عقل شد مدهوش تو
عشق یعنی مست در آغوش تو
عشق یعنی لحظه های بیقرار
عشق یعنی صبر ، یعنی انتظار
عشق یعنی اشتیاق و اضطراب
عشق یعنی دلهره ، یعنیشتاب
عشق یعنی اشک ، یعنی عاطفه
عشق یعنی یادگاری خاطره
عشق یعنی لایق معشوقشدن
عشق یعنی با خدا همدم شدن
عشق یعنی جام لبریز از شراب
عشق یعنی تشنگی ، یعنیسراب
عشق یعنی خواستن ، له له زدن
عشق یعنی سوختن ، پر پر زدن
عشق یعنی سالهای عمرسخت
عشق یعنی زهر شیرین ، بخت تلخ
عشق یعنی با "خدایا" ساختن
عشق یعنی چون همیشه باختن
عشق یعنی خاطرات بی غبار
دفتری از شعر و از عطر بهار
عشق یعنی یک تمنا یکنیاز

زمزمه از عاشقی با سوز و ساز

عشق یعنی چشم خیس مست او

زیر باران دست تو دردست او
 عشق یعنی خون دل یعنی جفا
عشق یعنی درد و دل یعنی صفا
عشق یعنی یک شهاب و یکسراب
عشق یعنی یک سلام و یک جواب
عشق یعنی یک نگاه و یک نیاز
عشق یعنی عالمی رازو نیاز
عشق یعنی همچو لیلا خون شدن
یا چو مجنون راهی صحرا شدن
عشق یعنی تیشهفرهاد ها
عشق یعنی عالم فریاد ها

عشق یعنی زخم کوه بیستون

عشق یعنی ناله های درد وخون

عشق یعنی در جهان رسوا شدن

عشق یعنی یکه و تنها شدن

عشق یعنی انتظار و انتظار

عشق یعنی هرچه بینی عکس یار

عشق یعنی لحظه های التهاب

عشق یعنی لحظه های ناب ناب

عشق یعنی حسرت شبهای گرم

عشق یعنی یاد یک رویای نرم

عشق یعنی تا ابد بی سرنوشت

عشقیعنی آخر خط بهشت

عشق یعنی گم شدن در لحظه‌ها

عشق یعنی آبی بی انتها
عشق یعنی شاعری دلسوخته
عشق یعنی آتشی افروخته
عشق یعنی با گلی گفتن سخن
عشقیعنی خون لاله بر چمن
عشق یعنی شعله برخرمن زدن
عشق یعنی رسم دل بر هم زدن
عشق یعنییک تیمم، یک نماز
عشق یعنی عالمی رازو نیاز

عشق یعنی با پرستو پر زدن

عشق یعنی آببر آذر زدن

عشق یعنی چون محمد پا به راه

عشق یعنی همچو یوسف قعر چاه

عشق یعنیبیستون کندن به دست

عشق یعنی زاهد اما بت پرست

عشق یعنی همچو من شیدا شدن

عشق یعنیقطره و دریا شدن

عشق یعنی یک شقایق غرق خون

عشق یعنی درد و محنت در درون

عشق یعنــی دیده بر در دوختن

عشق یعنی در فراقش سوختن

عشق یعنی قطعه شعر ناتمام

عشق یعنیبهترین حسن ختام
عشق یعنی مهر بیچون و چرا
عشق یعنی کوشش بی ادعا
عشق یعنی مهر بی اما اگر
عشق یعنی رفتنبا پای سر
عشق یعنی دل تپیدن بهر دوست
عشق یعنی جان من قربان اوست
عشق یعنی خواندن از چشمان او
حرفهای دل بدون گفتگو
عشق یعنی عاشق بی زحمتی
عشق یعنی بوسه بی شهوتی
عشق، یار مهربان زندگی
بادبان و نردبان زندگی
عشق یعنی دشت گلکاری شده
در کویری چشمه ای جاری شده
عشق یعنی یک شقایق در میاندشت خار

باور امکان با یک گل بهار





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه ششم تیرماه سال 1392 :: نویسنده : روح الله دهقانی       
شكست در عشق یعنی:
سر قبری گریه می كردی كه توش مرده نبود.
پس:
بگرد دنبال قبری كه توش مرده باشد.
 
شكست در عشق میتونه یك تجربه خیلی خوب باشه برای لمس خیلی چیزهای كه تصورش رو نمی كنیم.
 
مفهوم شكست عشقی: كسی كه عاشقش بودی لیاقتتو نداشته پس توام نباید پاسوز اون شی.
 
شكست عشقی  یعنی خدا نگهدار عشق؟
 
شكست عشقی می تونه یه عاشق واقعی را روز به روز پر پر كنه.
 
کسی که شکست عشقی میخوره اخر ادمای ضایعه چون تحقیر شده!
 
شكست عشقی یعنی برو عاشق یكی دیگه شو
 
شكست عشقی یعنی ...
 
  
    نظر شما در این مورد چیه؟




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 10 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
 
درباره وبلاگ

تقدیم به تنها بهونه زندگیم«M»
مدیر وبلاگ : روح الله دهقانی
موضوعات
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

.

 
   

ابزار وبلاگ

کد حرکت متن دنبال موس دریافت کد بارش برف

دریافت کد بارش برف








A.W.Surveys - Get Paid to Review Websites!
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic